Akharin Ahang – Ebi – letras

اگه این آخرین شعرهاگه این آخرین آهنگبازم می خونم از شوقِیه دنیای بدونِ جنگاگه این آخرین راههاگه این آخرین پردهمنو با بوسه ای بسپاربه یه دنیایِ بی بَردهواسه تو باقی می ذارمنهالِ سبزِ رویاموامیدِ با تو برگشتنبه شهرِ آرزوهاموواسه تو باقی می ذارمجای خالیمو تو رگبارنگاه بی قرارم روتو عکسِ قابِ رو دیوارمنو گم کن تو آغوشتکه نامیرا بشم با توبنوشم جرعه به جرعهبهارِ توی چشماتوصدام می مونه بعد از منبازم دستاتو می گیرمتو اونقدر زندگیم بودیکه با مرگم نمی میرماگه این آخرین برگهاگه این فصلِ پاییزهشریکِ این شرابی باشکه تو گیلاس و می ریزهاگه این آخرین لحظهاگه این آخرین روزهبذار اون جنگلی باشمکه مغروره و نمی سوزههمه روزای تبعیدوکنارِ تو سفر کردمپناهِ لحظه هام بودیمن از تو برنمی گردمچشات معنای آرامشنگاهت سرزمینم بودهمیشه مومنت بودمکه لبخندِ تو دینم بودمنو گم کن تو آغوشتکه نامیرا بشم با توبنوشم جرعه به جرعهبهارِ توی چشماتوصدام می مونه بعد از منبازم دستاتو می گیرمتو اونقدر زندگیم بودیکه با مرگم نمی میرم

Laisser un commentaire

Concevoir un site comme celui-ci avec WordPress.com
Commencer